يکشنبه ٠٤ تير ١٣٩٦ توضیح: این مرکز هیچ گونه فعالیتی در زمینه اعزام دانشجو یا مهاجرت نداشته و ندارد.

خانه آیلتس آفرینش - AFARINESH IELTS House

خانه | آزمون تعيين سطح | برنامه كلاسها | آزمونهاي آزمايشي | پرتال آموزش | دوره مجازی | تصحیح Writing | دانلود | ویدئو | فروشگاه | ورود اخبار

Afarinesh IELTS House

صفحه اصلي > اخبار آفرینش 

دسترسی سریع

عضویت در آفرینش

عضویت در آفرینش

تور مجازی آفرینش

گروه فیسبوک آفرینش

کارگاه های مجازی آفرینش

تجربیات IELTS

اخبار و اطلاعات مهاجرتی

اخبار > ترجمه ديالوگهاي دشوار فيلمها


  چاپ        ارسال به دوست

ترجمه ديالوگهاي دشوار فيلمها

>

بخش اول

1- He makes you laughf your head off.

از خنده روده برت مي كند

لغات:

laugh your head off: informal to laugh very loudly : با صداي بلند خنديدن

 

2- The bastards have us cornered.

نامردها (پدر سوخته ها) ما رو توي منگنه گذاشتند.

3- I don’t mean to sound ungreatful, but …

منظورم اين نيست كه از زحمات شما قدرداني نكنم ولي ....

توضيحات:

يعني منظورم از بيان اين مسئله عدم قدرشناسي من از زحمات شما نيست ولي ...

به يك مثال ديگر در اين رابطه توجه فرمائيد:

I don’t mean it like it sounds.

اينطور كه فكر مي كني (به نظر مي آيد ) نيست . منظوري ندارم

3- What has drawn you to this?

چه چيزي شما را درگير اين جريان كرده؟

4- I am terribly sorry, but that has nothing to do whit me.

خيلي متاسفم ولي من هيچ دخالتي نداشتم.

به مثالي ديگر در اين رابطه دقت كنيد:

What happened to your brother has nothing to do whit me.

اتفاقي كه براي برادرتان افتاد به من هيچ ارتباطي ندارد (من دخالت نداشتم).

5- Don’t brown nose.

چاپلوسي نكن (تملق نكن).

لغات:

Brown-nose: verb informal to try to make someone in authority like you by being very nice to them - used in order to show disapproval  تملق كردن

توضيحات:

مترادف غير رسمي تر آن عبارت جمله ذيل مي باشد:

Don’t be an apple polisher.

6- I’ll be damned.

باورم نميشه.

توضيحات:

اين عبارت معمولا در زمان ديدن چيزي بكار مي رود كه براي شما بسيار تعجب آور و ناباورانه مي باشد.

7- What gotten into you?

چي شده؟

توضيحات:

اين عبارت به عنوان اعتراض از مرتكب شدن يك عمل غير منطقي كه از فرد انتظار نميرفته است بكار برده مي شود به چند مثال ديگر توجه كنيد:

What is eating you?

از چي ناراحتي؟

Whit is in you?

چته؟ ناراحتيت (دردت) چيه؟

8- You are hopeless. I wash my hands of you.

تو آمدم نااميدي هستي (نميشه روت حساب كرد) من كه ديگه با تو كاري ندارم.

 

9- Do you want it refill?

ميل داريد دوباره برايتان (پرش) كنم

10- The position has been filled.

ببخشيد يك نفر استخدام شد. (ديگه جاي خالي براي شما نداريم )

11- I have my job on the line. (my job is on the line).

شغلم در خطر است .

توضيحات:

در هنگام بحث درباره موضوعي خاص با بيان عبارت فوق اين مسئله را تاكيد ميكنيد كه ممكن است در اين ارتباط شغلتان را از دست بدهيد.

 

12- Let me get this off my chest.

بزار حرم دلم را (عقده دلمو) برايت باز كنم.

13- I want you to turn in the man who did it to the police.

.از شما مي خواهم اون مردي كه اين كار را انجام داده به پليس معرفي كنيد

لغات:

turn somebody in : to tell the police who or where a criminal is به پليس معرفي كردن

توضيحات:

به دو مثال ديگر توجه كنيد:

 Jhon’s wife finally turned him in.

زن جان بالاخره اونو به پليس معرفي كرد.

I don’t want to turn your ass in , Don’t concern.

ناراحت نباش تصميم ندارم تن لشتو به پليس معرفي كنم.

14- I have been trying to get him all day.

از صبح تا حالا دام دنبالش مي گردم.

15- Don’t play that whit me.

با من يكي فيلم بازي نكن (سر منو گول نزن)

توضيحات:

به چند مترادف ديگر توجه كنيد:

Don’t give me that song and dance.

Don’t make a fool of me.

16- I want to press charges.

من مي خوام شكايت كنم.

توضيحات:

معمولا اين عبارت در مراكز قانوني (اداره پليس يا دادگستري) جهت اعلان شكايت از شخص يا سازماني مطرح مي شود.

17- your behavior is quite out of line. That’s the end. Shape up , or ship out.

رفتارت ديگر قابل تحمل نيست (از حد خودت خارج شدي) ديگه تمام شد يا خودت را درست كن يا از اينجا برو بيرون.

18- Behave yourself; I have a reputation to protect.

مواظب رفتارت باش. من اينجا آبرو دارم.

لغات:

Reputation: the opinion that people have about someone or something because of what has happened in the past آبرو اعتبار

 

19- Stop picking on me.

اينقدر سر به سرم نذار.

لغات:

pick on somebody/something: to behave in an unfair way to someone, for example by blaming them or criticizing them unfairly سر به سر گذاشتن طعنه زدن انتقاد بيجا كردن

 

20- I think he made one jump to much.

فكر ميكنم خيلي بلند پروازي كرد.

 

بخش دوم

 

1- he woke up on the wrong side of the bed today

1- او  امروز سر حال نیست.


 

 

2- I don’t want to be a burdon to you.

2- نمي خواهم باعث زحمت شما بشوم (سربار شما بشوم).


 

 

3- She has shouldered a heavy load because of her expensive family problems.

3- او بخاطر مشکلات سنگین خانوادگی زحمات زیادی را متحمل شده است. (بار زیادی را بر دوش کشیده است). 


 

4- I don’t have anything to do in return.

4-  من نمی توانم محبت شما را جبران کنم (در ازاء محبتتان کاری برایتان انجام دهم). 


 

5- Why do you make such a big deal out of this?

5- چرا مسئله را اینقدر بزرگش می کنی؟


 

6- We are dealing with a random killer.

 6- ما با قاتلی طرفیم که بدون نقشه ای مشخص دست به جنایت می زند. 


 

7- O. K You have got a deal.

7- باشه موافقم , قبول دارم. 


 

8- I have got the deal of life-time for you.

8- بهترین معامله (فرصت ) زندگیتو می خواهم بهت پیشنهاد کنم. 


 

9- I am flattered

9- این لطف شماست (شرمنده می فرمائید).

توضيح:

وقتی فردی از شما تعریف می کند و نکات مثبتی را به شما نسبت می دهد می توانید از این جمله استفاده کناید و از او تشکر کنید حال به دو مثال دیگر که جنبه منفی دارند توجه کنید:

He is not easily flattered.

او کسی نیست که به با تعریف و تمجید (چاپلوسی) باهاش کنار اومد

Don’t flatter me.

تعريف الكی (چاپلوسی) از من نکن.


 

10- they take it for granted.

آنها خیلی متوقع شدند (از کار انجام شده قدر دانی نمی کنند).

لغات:

take somebody/something for granted: to expect that someone or something will always be there when you need them and never think how important or useful they are : متوقع شدن عدم توجه و یا قدردانی از کسی یا چیزی  


 

11- That was unlike you.

11- آن ( مسئله مورد نظر) از شما بعيد بود (آن عملتان دور از انتظار بود) 


 

12- I know what you are going through.

۱۲- شما را درك مي كنم ( اصطلاحا: مي دانم چه مي كشيد.

 

13- He was found guilty of the charge.

13- او گناهكار شناخته شد.

توضيح:

كلمة “charge ” به معني جرم به كار رفته بدين مفهوم كه او نسبت به جرمي كه متهم شده بود گناهكار شناخته شد.

 

 

14- We’ve talked a lot about it. Lest’s just drop it.

14- خيلي در اين رابطه حرف زديم بيا ديگه بس كنيم.

 


 

15- I was set up.

15- به من كلك زدند.

لغات:

set somebody up: informal to trick someone in order to achieve what you want, especially to make it appear that they have done something wrong or illegal كلك زدن گول زدن 


 

16- He isn’t guilty; He was framed.

16- اون گناهكار نيست براش پاپوش دوخته شده است. 


 

17- A: He made a complaint.

      B: Who gives a shit?

17-

     

A: او شكايت كرده B: كي اهميت ميده؟

توضيح :

بجاي جمله غير رسمي و غير ادبي عبارت B ميتوان از عبارت مؤدبانه تر “Who cares  استفاده كرد. 


 

18- I am sure deep down your father loves you so much.

18- من يكجورائي مطمئنم كه پدرت تو را خيلي دوست دارد.

لغات:

deep down: if you know or feel something deep down, you secretly know or feel it even though you do not admit it  يك جورائي از قضيه با خبر بودن  


 

19- You don’t have guts to hear the truyh.

19-  شهامت شنيدن حقيقت را نداري ( جيگرش را نداري) 


 

20- Cut the crap.

20- دست از اين حرفهاي الكي بر دار.(اين شر و ور ها را تموم كن). 


 

21- You scared the shit out of me.

21- از ترس مردم.

 

 

22- It must cost a fortune.

22- خيلي بايد گران قيمت باشد. (خيلي بايد ارزش داشته باشد). 


 

23- It’s no use trying to talk to him, his mind is made up.

23- صحبت كردن با او  ديگه فايده اي نداره اون تصميمش را گرفته. 


 

24- No, I didn’t like it one bit.

24- اصلا خوشم نيامد (يك ذره هم دوست نداشتم). 


 

25- I am working on it, I’ll get it done.

25- دارم روش كار مي كنم. دارم تمومش مي كنم. 


 

26- This is way over my head.

26- اين ديگه از عقل من خارج است (عقلم ديگه قد نميده). 


 

27- Are you nuts.

27- خل شدي. 


 

28- I should remind you that you are under oath.

28- بايد به شما يادآوري كنم كه شما قسم خورده ايد. 


 

29- You better hush.

تو بهتره ساكت باشي.

توضيح:

معمولا از طرف والدين به بچه ها با حالت اخطار گفته مي شود. 


 

30- There was an argument and one of them blew the other away.

30- يك جر و بحثي بود و يكي از اونها او يكي را كشت (با اسلحه گرم).

 



 

31- You want to put me down in front of my friend.
31- می خواهی من را در جلوس دوستانم خراب کنی (کنف کنی).
32- We are working on the basis of "First come, First served".
۳۲- ما در اینجا بر اساس نوبت کار میکنیم( هر کس زودتر بیاید زودتر به کارش رسیدگی می شود).
33- You are overreacting.
۳۳- شما بی جهت دارید عکس العمل شدید نشان می دهید. ( بی جهت خود را ناراحت می کنید).
34- You picked on the wrong guy.
۳۴- دست روی بد کسی گذاشتی. (دست روی آدم بدی گذاشتی).
35- I am fixing to go.
۳۵- دارم آماده میشم که برم.
36- Dont bite my head off.
۳۶- کلمو نکن (نکش ما رو منظوری نداشتم).
توضیح:
این عبارت معمولا به حالت مزاح بین دوستان مطرح می شود که با این لحن او را دعوت به آرامش می کنید.
37- Put 2 and 2 together, and you can figure it out.
37- حساب دو دو تا چهار تا است دیگه خودت می تونی ازش سر در بیاری.
38- Hear me out first.
38- اول گوش کن ببین چی میگم.
39- Lets be paragmatic; 5 million means nothing on a grand scheme.
۳۹- بیا واقع بین باشیم پنج میلیون در رابطه با چنین مسئله بزرگی ارزشی نداره.
40- There is no need to get personal.
۴۰- وجهی نداره به خودت بگیری. (ناراحت بشی).
41- Dont worry well work it out somehow.
۴۱- نگران نباش. یک جوری حلش می کنیم.
42- His name is Jack. Hes a pain in the neck.
۴۲- اسمش جکه (واقعا) مایه درد سره
43- Sorry, I didnt quite catch that.
۴۳- ببخشید دقیقا متوجه نشدم چی گفتید.
44- Im sorry but, I have some work to catch up on.
۴۴- ببخشید باید برم به کارم برسم( کار عقب افتاده دارم باید برم انجام بدم).
لغات:
catch up on some thing: to do what needs to be done because you have not been able to do it until now به کارهای عقب افتاده رسیدن
45- A: May I make a suggestion?
      B: by all means.
۴۵- A: میتونم یک پیشنهادی کنم؟
      B: خواهش می کنم (حتما بفرمائید).
46- Ill tell you as soon as I catch my breath.
۴۶- اجازه بده نفسی تازه کنم الان بهت میگم.( به محظ اینکه نفسم سر جایش بیاد بهت میگم).
47- (He, she, it) caught my eye.
اون چشمم را گرفت. (ازش خوشم اومد).
48- I know what you are up to.
۴۸- میدونم چه کار میخواهی بکنی.
49- If you need me, Ill be chained to my desk.
۴۹- اگر کاری با من داشتی من همین جا پشت میزم هستم. (چسبیدم به میزم).
50- Excuse the mess.
۵۰- ببخشید که اینجا بهم ریخته است.

 

بخش سوم

 

 

1- Id be obliged if youd treat this matter as strictly confidential

خوشحال میشوم اگر با این موضوع به گونه کاملا محرمانه برخورد کنید.

لغات:

Id be obliged if: used to make a polite request

2- Do you remember a while back there was this horrible video going around?

آیا یادت میاد یک وقتهائی قبلا این فیلم ترسناک هی دست به دست میشد؟

لغات:

going around: If something is going around it is being passed from person to person or from place to place.

3- I have, umm, the image of that is burned in my memory, no pun intended

تصویر اون کاملا تو ذهنم حک شده، جدی میگم.

لغات:

No pun intended: used to show you do not mean to make a joke about something

4- Her son didnt reply, but she could see her words had hit home.

پسرش جوابی نداد ولی اون (مادر) میتونست بفهمه که حرفاش موثر واقع شده.

لغات:

If something hits home for you, it means that caused you to realize and understand it.

5- What happened to the poor guy? But I think it serves him right

سر او مرد فقیر چی اومد؟ ولی فکر میکنم حقش بود.

لغات:

it serves him right: If you say it serves somebody right, it means that you think the person deserved what happened.

 

6- How can we put this delicately?

چطور میتوانیم  این مطلب را خوب بیان کنیم؟ (مثلا حرف زشتی را تندی است و لازم است بیان شود).

لغات:

Put this delicately: To put something delicately means to say something unpleasant or rude in a way that will not be offensive

7- Yes, I think so, but they’re few and far between because so few people like to act that way.

بله ، من هم نظرم همینه ولی اینجور افراد هم کم اند و هم بینشان خیلی فاصله است زیرا افراد بسیار کمی دوست دارند اونجوری رفتار کنند.

لغات:

They’re few and far between : To be few and far between means that something is scarce. Literally, there are few of them and they are separated by a lot of time or distance or both.

8- I want to behave that way because Ithink it implies a value judgment.

میخواهم اون جوری رفتار کنم چون فکر میکنم باعث قضاوت خوبی (در مورد من) میشود.

9- I like old movies. Somehow the 70s is a little bit more back to a fuller figure

من فیلمهای قدمی را دوست دارم. یکجورائی (فیلمسازان) فیلمهای دهه 1970 دوباره کمی بیشتر سراغ هیکلهای چاقتر رفته اند. (از هنر پیشه های فربه تر استفاده کرده اند).

10- I was a really, really early and really eager young reader. I would read anything I could get my hands on.

من یک واقعا خوانندۀ (کتاب و امثال آن) جوان مشتاق هستم و از همان کوچکی هم میخواندم. من هرچه که به دستم برسد میخوانم.

11- And the hero is a fantastic chisel-jawed, rugged-looking guy.

اون قهرمان، به طرز عجیبی یک مرد خوش تیپ و تنومندی (چوب خورده) است.

لغات:

Chiseled features/chin/mouth/nose etc: if a man has chiseled features, his chin, mouth, nose etc have a strong clear shape

Rugged: a man who is rugged is good-looking and has strong features which are often not perfect

12- But I think that it’s all down to luck

ولی من فکر میکنم که اون همش بخاطر شانسه.

مثالی دیگر:

13: Put it down to bad luck

اینو بزار به حساب بد شانسی

14: The idiot man cant decide what to do. He always flips a coin and sees whether it is heads or tails. 

اون مرد احمق اصلا نمیتونه تصمیم بگیره که چکار کنه. او همیشه یک سکه میندازه هوا تا ببینه شیر میاد یا خط.

لغات:

Heads or tails: The two sides of a coin are called the “head” (front side) and the “tail” (back side).

15: And I think — just to do right by my own country —I have to kill you.

فکر میکنم فقط برای اینکه به کشور خودم خدمتی کرده باشم باید تو را بکشم.

لغات:

To do right by my own country: If you do right by somebody or something, it means that you do the right thing for them, to treat them well or do something that is good for them.

16: You blast that song so loud. Like, over and over and over again. Every weekend. And it drives me crazy

تو او صدای اون سرود را خیلی بلند میکنی همیشه و همیشه و باز دوباره . اونهم هر هفته و این خیلی منو عصبانی میکنه.

لغات:

To blast something means (in this case) to play audio at very high volume.

17: we wouldn’t have got away with it.

ما نمیتونیم ازش قسر در بریم (گیر میافتیم).

لغات:

got away with: If you get away with something, it means that you do something you aren’t allowed to do and nobody catches you

18: always focused on the work, and always a very short deadline with a lot of work to do

من همیشه حواسمو جمع کارم میکن. و همیشه کلی کار دارم که باید انجام بدهم با وقت کم.

لغات:

short deadline: Deadlines can be long or short. A long deadline means that you have a lot of time to get your task done. A short deadline means that you have little time

19: I mean, you don’t want people goofing off all the time on company time but I think, you know, a few, a half an hour here and there with people having some fun, that in the long run you’d have more productive and happy employees.

من خوب میدونم تو نمیخوای که مردم دم به دم تو شرکت از کار طفره برن و فکر میکنم تو خوب میدونی که مقداری، نیم ساعت اگر اینجا و اونجا با مردم خوش مشربی کنی در دراز مدت کارمندانی شاد و پر ثمر خواهی داشت.

لغات:

goof off: If you are goofing off (or goofing around) at work you are avoiding work and just doing silly or amusing things

 

in the long run: at a time far away in the future

20: Let him through

بگذارید بیاد (جا باز کنید که بتواند بیاید).

 

منبع: Mahdi Tavakkol

 



٢٣:١٤ - 1387/09/28    /    شماره : ٢٧٤٥    /    تعداد نمایش : ٢٢١٦١


نظرات بینندگان
کاربر مهمان
1389/09/10 17:28
0
1
من هم موافقم که به منبع فیلمها هم اشاره بشود . کلا خیلی عالیه
کاربر مهمان
1389/01/31 10:7
0
1
عالی بود. ممنونم. بازم از این مطالب بزارین.
کاربر مهمان
1387/11/14 10:40
1
1
چنتا سوال از prison break دارم چه طور میتونم مطرح کنم؟
کاربر مهمان
1387/10/14 12:29
2
1
مرسي از زحماتتون ،‌ يه پيشنهاد داشتم از اونجايي كه بيشتر زبان آموزان مايل اند كه فيلم هاي زبان انگليسي رو بهتر درك كنند (‌ آمار سايتتون اين حرف و تاييد ميكنه )‌ به نظرم اگه فيلم هاي محبوب و پر طرفدار و بيننده رو انتخاب كنيد و اصطلاحات و ديالوگ هاي اون فيلم و بررسي كنيد تاثير ياد گيري زبان چند برابر خواهد شد.
نظر شما
نام :
ایمیل : 
*نظرات :
متن تصویر:
 

خروج




 

دوره های آموزشی آزمون منابع آموزشی اطلاعات مهاجرتی امکانات آفرینش ارتباط با آفرینش
  ◦ خانه   ◦ رزرو آزمون تعیین سطح   ◦ پرتال آموزش   ◦ صفحه اصلی مهاجرت   ◦ تصحیح Writing   ◦ نشانی و شماره تماس
  ◦ جدول زمانبندی کلاسها   ◦ درباره آزمون آزمایشی   ◦ دانلود Ebook   ◦ آرشیو اخبار مهاجرت   ◦ تور بازدید مجازی   ◦ پشتیبانی آنلاین
  ◦ کلاسهای خصوصی   ◦ راهنمای آزمون آزمایشی   ◦ دانلود نمونه Writing   ◦ کانادا   ◦ فروم (انجمنهای گفتگو)   ◦ شماره حساب بانکی
  ◦ دوره Fundamental   ◦ نتایج آزمونهای آزمایشی   ◦ دانلود منابع آزمون IELTS   ◦ آمریکا   ◦ گالری شعبه جام جم   ◦ گروه فیسبوک آفرینش
  ◦ دوره های Premium   ◦ زمانبندی مصاحبه آزمون آزمایشی   ◦ دانلود فایلهای مفید IELTS   ◦ آلمان   ◦ گالری عکس آفرینش   ◦ آموزش سازمانی
  ◦ کارگاه مجازی IELTS   ◦ زمانبندی تصحیح اوراق Writing   ◦ دانلود نمونه فرمهای IELTS   ◦ استرالیا   ◦ فروشگاه آنلاین آفرینش   ◦ اساتید آفرینش
  ◦ راهنمای کارگاه مجازی   ◦ کارگاه حل تشریحی آزمون   ◦ دانلود کلیپ های آموزشی   ◦ سوئد   ◦ کارنامه IELTS زبان آموزان   ◦ درخواست نمایندگی
  ◦ ثبت نام کارگاه مجازی   ◦ کلید آزمونهای آزمایشی   ◦ دانلود کلاسهای مجازی   ◦ ایتالیا   ◦ سازمانهای طرف قرارداد   ◦ ثبت شکایات
  ◦ لینک صفحه ورودی کارگاه   ◦ آزمونهای پایان ترم   ◦ بانک سئوالات Speaking   ◦ اروپا   ◦ عضویت در سایت   ◦ سئوالات متداول
      ◦ راهنمای IELTS رسمی   ◦ آسیا   ◦ جستجو در سایت  
        ◦ آمریکای جنوبی   ◦ نقشه سایت  

 

ISO جلب رضایت مشتری ISO خط مشی آموزشی ISO مدیریت کیفیت ISO مدیریت کیفیت

   
 
   "تنها برگزیده و مقام اول" کنفرانس برند و آموزش در حوزه تخصصی IELTS

نشاني شعبه جردن: تهران، بلوار آفریقا، بالاتر از ناهید، بلوار گل آذین، پلاک 27 - پیامک: 10000700 - تلفن: 28318 (021)

نشاني شعبه میرداماد: تهران، بلوار میرداماد (زیر پل)، سمت سازمان ثبت شرکتها، خیابان البرز، کوچه قبادیان، پلاك 24 - تلفن: 22911210 (021)

واحد جهانی مشاوره و ثبت نام دوره های برون مرزی Virtual IELTS آفرینش (لندن - انگلستان) - تلفن: 442031297597+

Copyright © 2007-2014 www.ielts-house.com. All rights reserved. استفاده از مطالب با ذكر منبع بلامانع است